اینجا تاریک است و ذهن معیوب....
اینجا دارد جان میدهد جسمی بی روح...
خسته از بودن و تکرار مداوم...
شب هایی که با تو صبح میشد!
ولی نبودی.
و صبح نشد!
و این جسم لرزان تر از همیشه...
مریض تر و خسته تر از همیشه...
انتظار آغوش گرم خاک را میکشد...
هرچند که گور هم پذیرایم نیست دیگر...
حتی گور...
برچسب: بیا از ابر دل شبنم بسازیم,
نویسنده: زهرا باقریان